close
تبلیغات در اینترنت
رنگ و بوی گل
» مصباح الهدی
» -
» از چه زمانى، عدّه اى به دروغ، ادعاى مهدويّت كردند؟
» آيا پديد آمدن مدعيان مهدويت از آثار سوء اعتقاد به مهدويت است؟
» طبق معتقدات شيعه مهدى منتظر كه در آخر الزمان ظهور مى كند كيست؟
» مهدویت و آخرالزمان
» پرسش شما، پاسخ موعود
» نگاهي گذرا به فضيلت انتظار
» انواع ديدار
» آثار شناخت و اعتقاد به امام زمان عليه السلام
ورود اعضای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 0

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 53
» کل نظرات : 16

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 77 نفر
» باردید دیروز : 1 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 80 نفر
» بازدید ماه : 97 نفر
» بازدید سال : 106 نفر
» بازدید کلی : 5,127 نفر
دیگر امکانات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
رنگ و بوی گل
+ نویسنده رضا در سه شنبه 06 بهمن 1394 | نظرات()
1. سیمای ظاهری

روایات فراوانی در توصیف جمال دل آرای آخرین حجت خدا، حضرت مهدی (ع) رسیده است که در مجموع می توان آنها را به دو بخش تقسیم کرد:

دستة اوّل، روایاتی که به توصیف کلی سیرت و صورت آن حضرت بسنده کرده و از ایشان به عنوان شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) یاد نموده اند که از آن جمله می توان به روایات زیر اشاره کرد:

1. از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند:

مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیة او کنیة من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است. 3

2. احمد بن اسحاق می گوید: از امام حسن عسکری (ع) شنیدم که می فرمود:

سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین مرا به من نشان داد، او از نظر آفرینش و اخلاق شبیه ترین مردم به رسول خداست. 4

با توجه به این روایات می توان همة خصال و صفاتی را که در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام (ص) نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی (ع) نیز نسبت داد.

روایاتی که به توصیف ویژگی های ظاهری پیامبر اکرم (ص) پرداخته اند فراوان اند، که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده، ویژگی های ظاهری پیامبر خاتم (ص) چنین توصیف شده است:

رخسار پیامبر خدا سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته، و کف دست و پایش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه اش بزرگ بود، چون به کسی روی می کرد به علت مهربانی شدیدی که داشت با همة بدن به جانب او توجه می نمود. یک رشتة موی از گودی گلو تا نافش روییده بود، انگار که میانة صفحة نقره خالص خطی کشیده شده باشد. گردن و شانه هایش به سان گلاب پاش سیمین بود. بینی کشیده ای داشت که هنگام آشامیدن آب نزدیک بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محکم قدم برمی داشت که گویا به سرازیری فرود می آید، باری، نه قبل و نه پس از پیغمبر خدا کسی مثل او دیده نشده است.5

دستة دوم، روایاتی که خصال و سیمای امام مهدی (ع) را به تفصیل بیان کرده و ویژگی های آن حضرت را یک به یک برشمرده اند. برخی از روایاتی که در این زمینه رسیده، به شرح زیر است:

از پیامبر گرامی اسلام (ص) در توصیف آن حضرت روایت شده است که:

مهدی طاووس اهل بهشت است. چهرة او مانند ماه درخشنده است. بر [بدن] او جامه هایی از نور است.

امام باقر(ع) از پدرش، از جدش روایت می کند که امام علی (ع) روزی، در حالی که بر بالای منبر بود، فرمود:

از فرزندان من در آخرالزمان مردی ظهور می کند که رنگ [صورتش] سفید متمایل به سرخی و سینه اش فراخ و ران هایش ستبر و شانه هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی به رنگ پوستش و دیگری مشابه خال پیامبر اکرم (ص). 6

امام رضا(ع) نیز در بیان صفات و ویژگی های امام عصر(ع) می فرماید:

قائم کسی است که در سن پیرمردان و با چهرة جوانان قیام می کند و نیرومند باشد تا بدانجا که اگر دستش را به بزرگ ترین درخت روی زمین دراز کند آن را از جای برکند و اگر بین کوه ها فریاد برآورد صخره های آن فرو پاشد. 7

آن حضرت در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی که از ایشان می پرسد: نشانه های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟ می فرماید:

نشانه اش این است که در سن پیری است ولی منظرش جوان است به گونه ای که بیننده می پندارد چهل ساله یا کمتر از آن است و نشانة دیگرش آن است که به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنکه اَجَلش فرا رسد. 8

امام صادق (ع) نیز آن حضرت را این گونه توصیف می کند:

او میانه بالاست، نه بسیار بلند قد و نه بسیار کوتاه قد؛ صورتی گرد، سینه ای فراخ، پیشانی سفید و ابروانی به هم پیوسته دارد؛ بر گونة راست او خالی است، چون دانة مشک که بر قطعة عنبر سائیده باشد.9

ابراهیم بن مهزیار نیز که به شرف ملاقات امام مهدی (ع) رسیده است، در بیان خصال آن امام می گوید:

او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابروانی گشاده و گونه ها و بینی کشیده و قامتی بلند و نیکو چون شاخة سرو و گویا پیشانی اش ستاره ای درخشان بود و برگونة راستش خالی بود که مانند مشک و عنبر برصفحه ای نقره ای می درخشید و بر سرش گیسوانی پرپشت و سیاه و افشان بود که روی گوشش را پوشانده بود و سیمایی داشت که هیچ چشمی برازنده تر و زیباتر و باطمأنینه تر و باحیاتر از آن ندیده است.10

2. سجایای اخلاقی

سجایا و مکارم اخلاقی امام مهدی (ع) را نیز به دو گونه می توان توصیف کرد: نخست، براساس آیات و روایاتی که در توصیف پیامبر گرامی اسلام (ص) رسیده اند؛ چرا که آن حضرت از نظر ویژگی های اخلاقی نیز شبیه ترین مردم به حضرت ختمی مرتبت (ص) است و دوم، براساس روایاتی که به طور خاص به توصیف سجایای اخلاقی آن حضرت پرداخته اند.

قرآن کریم در آیات متعددی به توصیف پیامبر خاتم (ص) پرداخته و آن حضرت را به دلیل ویژگی های برجسته و منحصر به فردش ستوده است که از آن جمله می توان آیات زیر را برشمرد:

1. در نخستین آیه، خداوند کریم ویژگی نرم خویی پیامبر اکرم (ص) را یادآور شده و می فرماید اگر اینچنین نبودی مردم از پیرامون تو پراکنده می شدند:

پس با بخشایشی از [سوی] خداوند، با آنان نرم خویی ورزیدی و اگر درشت خویی سنگدل می بودی، از دورت می پراکندند...11

2. در آیه ای دیگر، خداوند متعال به دلسوزی، احساس مسئولیت، خیرخواهی و مهر و محبت بی پایان رسول خاتم (ص) نسبت به امتش اشاره کرده، می فرماید:

بی گمان پیامبری از [میان] خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید، بر او گران است. بسیار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانی بخشاینده است. 12

3. یکی دیگر از آیات قرآن، رحمت بودن پیامبر اکرم نسبت به همة جهانیان را مورد توجه قرار داده، می فرماید:

و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده ایم. 13

4. آیة دیگری از قرآن در مقام ستایش خلق و خوی بی نظیر پیامبر اسلام (ص) می فرماید:

و به راستی تو را خویی است سترگ.14

با توجه به آنچه گذشت می توان گفت: خاتم اوصیا نیز چون خاتم پیامبران مظهر نرم خویی، دلسوزی، خیرخواهی، مهر، محبت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همة جهانیان است.

در مورد خصال اخلاقی حضرت مهدی (ع)، به طور خاص، روایات متعددی از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است، که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. ابن حماد در کتاب خود از یکی از راویان اهل سنت در مورد ویژگی های امام مهدی (ع) چنین نقل می کند:

نشانة مهدی این است که بر کارگزاران [دولت خویش] سخت گیر و با مستمندان بسیار بخشنده و مهربان است. 15

2. امام صادق (ع) نیز در پاسخ این پرسش که امام (ع) چگونه شناخته می شود، می فرماید:

[امام را] با آرامش و وقار ... و نیز با حلال و حرام و نیازمندی مردم به او، در صورتی که او خود به هیچ کس نیاز ندارد [می توان شناخت]. 16

3. امام رضا(ع) در بیان ویژگی کلی امامان معصوم( ع) سخنان ارزشمندی دارند، که براساس آن می توان به توصیف امام مهدی (ع) نیز پرداخت، آن حضرت می فرماید:

او به مردم از خودشان سزاتر و از پدران و مادرانشان برای آنها دلسوزتر است. او از همه مردم در برابر خدا متواضع تر، و در عمل به آنچه خود بدان فرمان می دهد، سخت کوش تر، و در دوری گزیدن از آنچه که خود از آن نهی می کند، خوددارتر است. 17

4. آن حضرت در ادامه می فرماید:

او با دو نشانه شناخته می شود: دانش [بی کران] و استجابت دعا و اینکه او از همة رویدادهایی که واقع می شوند، پیش از وقوعشان خبر می دهد. همة اینها به سبب پیمانی است که از سوی پیامبر خدا با او بسته شده و وی آن را به وسیلة پدران خود از آن حضرت به ارث برده است. 18

توصیف سیمای ظاهری و خصال روحی حضرت بقیة الله الاعظم ـ ارواحنا له الفداء ـ را با بخشی از کتاب منتهی الامال مرحوم شیخ عباس قمی به پایان می بریم.

این محدث بزرگ مفاد روایات مختلی را که در توصیف آن حضرت رسیده، گردآورده و در بیان اوصاف ایشان می نویسد:

همانا روایت شده که آن حضرت شبیه ترین مردم است به رسول خدا(ص)، در خَلق و خُلق، و شمایل او شمایل آن حضرت است و آنچه جمع شده از روایات در شمایل آن حضرت، آن است که آن جناب ابیض [سفید] است که سرخی به او آمیخته؛ و گندمگون است که عارض شود آن را زردی از بیداری شب، و پیشانی نازنینش فراخ و سفید و تابان است و ابروانش به هم پیوسته و بینی مبارکش باریک و دراز که در وسطش فی الجمله انحدابی [برآمدگی] دارد و نیکورو است و نور رخسارش چنان درخشان است که مستولی شده بر سیاهی محاسن شریف و سر مبارکش، گوشت روی نازنینش کم است. بر روی گونة راستش خالی است که پنداری ستاره ای است درخشان، [میان سرش فرقی گشوده شده مانند الفی که میان دو واو نشسته باشد] میان دندان هایش گشاده است. چشمانش سیاه و سرمه گون و در سرش علامتی است، میان دو کتفش عریض است، و در شکم و ساق مانند جدش امیرالمؤمنین (ع) است.

و رسیده است: حضرت مهدی (ع)، طاووس اهل بهشت است. چهره اش مانند ماه درخشنده است. بر بدن مبارکش جامه هایی است از نور. بر آن جناب جامه های قدسی و خلعت های نورانی ربانی است که متلألأ است به شعاع انوار فیض و فضل حضرت احدیت و در لطافت و رنگ چون گل بابونه و ارغوانی است که شبنم بر آن نشسته و شدت سرخی اش را هوا شکسته و قامتش معتدل و سر مبارکش مدور [است]، بر روی گونة راستش خالی است که پنداری ریزه مشکی است که بر زمین عنبرین ریخته [است]. هیئت نیکو و خوشی دارد که هیچ چشمی هیئتی به آن اعتدال و تناسب ندیده [است] صلّی الله علیه و علی آبائه الطاهرین.18

با امید به آنکه خداوند متعال از سر لطف و رحمت بی انتهای خود، دیدار شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) را نصیب ما بندگان بی مقدار خویش نیز فرماید و همة ما را از عطر حضور آن یگانة دوران بهره مند سازد.

 

عصای موسی و موسایی دیگر

حسن جلالیان

وجود مبارک امام عصر(ع) علاوه بر صحف انبیای الهی، علم انبیا و اسم اعظم، ودایع و آثار انبیای الهی را نیز به ارث برده است که در اینجا با بهره گیری از روایات معصومین(ع) به برخی از این ودایع اشاره می کنیم:

1. عصای موسی(ع)

امام باقر(ع) فرمود:

عصای موسی از آن آدم(ع) بود که به شعیب رسید و سپس به موسی بن عمران رسید، آن عصا نزد ماست و اندکی پیش نزدم بود؛ مانند وقتی که از درختش جدا شده سبز است و چون از او سؤال شود جواب گوید و برای قائم ما (حضرت مهدی(ع)) آماده گشته است، او (حضرت مهدی) با آن، همان کار که موسی می کرد انجام دهد. آن عصا هراس آور است و ساخته های جادوگران را می بلعد و به هر چه مأمور شود انجام دهد؛ چون حمله کند هر چه به نیرنگ ساخته اند می بلعد و برایش دو شعبه باز شود که یکی در زمین و دیگری در سقف باشد و میان آنها (میان دو فکش) چهل ذراع باشد و نیرنگ ساخته ها را با زبانش می بلعد. (به طوری که در زمان حضرت موسی(ع) سحر ساحران را بلعید)2.

امام صادق(ع) نیز فرمود:

الواح موسی(ع) (تورات) و عصای او نزد ماست و ما وارث پیامبرانیم3.

با توجه به این روایت می توان گفت: عصای حضرت موسی(ع) و تورات دست به دست به حضرت صادق(ع) و پس از ایشان هم دست به دست به سایر ائمه رسیده است و اکنون نیز این عصا در اختیار امام مهدی(ع)که خداوند ظهورش را نزدیک گرداند قرار دارد.

عصای حضرت موسی چندین معجزه داشته که قرآن به آنها اشاره کرده است:

1. مار شدن عصا هنگام مبعوث شدن حضرت موسی(ع) به پیامبری: در سورة قصص، آیة 31 می فرماید:

و [فرمود:] «عصای خود را بیفکن». پس چون دید آن مثل ماری می جنبد، پشت کرد و برنگشت. «ای موسی، پیش آی و مترس که تو در امانی».

2. اژد ها شدن عصا نزد فرعون: در سورة شعراء، آیة 32 می فرماید:

پس عصای خود بیفکند و به ناگاه آن اژد هایی نمایان شد.

3. بلعیدن سحر ساحران توسط عصا: در سورة شعراء، آیات 45 و 46 می فرماید:

پس موسی عصایش را انداخت و به ناگاه هر چه را به دروغ برخاسته بودند بلعید. در نتیجه، ساحران به حالت سجده در افتادند.

4. زدن عصا به دریا و باز شدن راه برای نجات قوم بنی اسراییل: در سورة شعراء، آیة 63 می فرماید:

پس به موسی وحی کردیم: «با عصای خود برین دریا بزن». تا از هم شکافت، و هر پاره ای همچون کوهی سترگ بود.

5. زدن عصا به سنگ و بیرون آمدن دوازده چشمه آب برای اسباط بنی اسراییل: در سورة بقره، آیة 60 می فرماید:

و هنگامی که موسی برای قوم خود در پی آب برآمد، گفتیم: «با عصایت بر آن تخته سنگ بزن». پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت... .

این عصا، در ابتدا متعلق به حضرت آدم(ع) بوده و سپس به حضرت شعیب(ع) رسیده و آنگاه که موسی(ع) به خدمت حضرت شعیب(ع) درآمد آن عصا به او رسید. در کتاب های تاریخ انبیا برای این عصا حوادث و وقایع گوناگونی نقل شده است.

 

2. سنگ حضرت موسی(ع)

قرآن کریم در دو مورد از این سنگ یاد کرده است؛ یکی آیة 60 سورة بقره که پیش از این ذکر آن گذشت و دیگری آیة 160 سورة اعراف که می فرماید:

و آنان را به دوازده عشیره که هر یک امتی بودند تقسیم کردیم، و به موسی وقتی قومش از او آب خواستند وحی کردیم که با عصایت بر آن تخته سنگ بزن. پس، از آن دوازده چشمه جوشید. هر گروهی آبشخور خود را بشناخت.

امام باقر(ع) دربارة این سنگ می فرماید:

چون حضرت قائم در مکه قیام کند و خواهد که متوجه کوفه شود منادیش فریاد کشد که کسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسی(ع) که به وزن یک بار شتر است با آن حضرت است. در هر منزلی که فرود آیند، چشمه آبی از آن سنگ بجوشد که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب کند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامی که در نجف به پشت کوفه فرود آیند4.

در خصوص سنگ موسی(ع) ذکر چند نکته لازم است:

الف) الف و لام «حجر» در این آیه (بعصاک الحجر)، الف و لام معرفه است؛ یعنی این سنگ خاص و نه هر سنگی، لذا این سنگ به عنوان یکی از ودایع نبوت به دست امام عصر(ع) رسیده است و در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) این سنگ به عنوان توشة بین راه یاران آن حضرت مورد استفاده قرار می گیرد و احادیث مربوط مبین این موضوع است.

ب) در زمان موسی(ع) چون قوم بنی اسراییل دوازده سبط بودند5، و این اسباط با هم اختلاف داشتند، دوازده چشمه از آن سنگ بیرون آمد تا هر گروهی چشمة آبی برای خود داشته باشند، امّا در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) چون اختلاف و تفرقه ای بین یاران امام مهدی(ع) نیست، از آن سنگ فقط یک چشمه آب بیرون خواهد آمد و این توضیح قسمت دیگر آیه است که فرمود: « فانفجرت منه اثنتا عشرة عیناً».

سنگ حضرت موسی(ع) به عنوان یکی از ودایع نبوت دست به دست به وسیلة اوصیای بعد از موسی(ع) به دست پیامبر اکرم(ص) رسیده و بعد از ایشان هم به دست امام الوصی، علی(ع)، تا حال حاضر که نزد خاتم الاوصیاء، مولانا المهدی(ع) است.

 

3. تابوت الشهاد\ (تابوت سکینه)

امام صادق(ع) فرمود:

داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی اسراییل؛ تابوت در هر خاندانی از بنی اسراییل که پیدا می گشت، نبوت به آنها داده می شد، هر کس از ما هم که سلاح به دستش رسد امامت به او داده می شود6.

نام «تابوت سکینه» یک بار در سورة بقره، آیة 248 ذکر شده است که می فرماید:

و پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است که تابوتی به سوی شما می آید که در آن سکینه و آرامشی از ناحیة پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را که آل موسی و آل هارون باقی گذاشته اند و آن تابوت به وسیلة فرشتگان حمل می شود، به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنانکه مؤمن باشید.

«تابوت سکینه» با نام های صندوق عهد، تابوت یهودیان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت بنی اسرائیل و تابوت الشهاده نامیده شده است. که این نام اخیر در دعای «سمات» ذکر شده است، آنجا که می فرماید:

تابوت سکینه، طبق نوشته ها، صندوقی بوده است که الواح سنگی و احکام ده گانه (تورات) در آن قرار داشته بود و هر وقت قوم بنی اسراییل حرکت می کرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه ای نهاده و پیشاپیش خود روان می داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشکریان گردد. این صندوق به فرمان حضرت موسی(ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (دو لوح سنگی)، کاسه ای از «منّ»؛ یعنی همان غذای آسمانی که در سورة اعراف، آیة 160 از آن یاد شده است، نیز در آن قرار داده بودند7.

تا اینکه فلسطینی ها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند. بعد از آن حضرت داود(ع) جالوت، پادشاه فلسطینی ها را کشت و صندوق را به یهودیان باز گرداند.

تا زمان حضرت سلیمان(ع) این صندوق در معبد «قبةالرّمان» قرار داشت.

گفتنی است که از قبةالرّمان نیز در دعای سمات یاد شده است:

و [تو را می خوانم] به آن مجد و بزرگواری است که برای موسی بن عمران(ع) بر فراز قبة الرّمان قرار داشت8.

مطالب دیگری نیز در خصوص تابوت سکینه رسیده است؛ از جمله در کتاب قرب الإسناد حمیری (ص164) حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده که حضرت دربارة تفسیر «سکینه» در آیة « فیه سکینة من ربّکم...» فرمود:

این سکینه رایحه ای است بهشتی که به شکل صورت انسانی از صندوق خارج می شد و آن صندوق هم اینک نزد ماست.

و همین معنا نیز از حضرت رضا(ع) رسیده است.

تابوت الشهاده اکنون نزد امام مهدی(ع) است. پیامبر اکرم(ص) دراین باره می فرماید:

صندوق مقدس از دریاچة طبریه به دست وی (امام مهدی(ع)) آشکار می شود و آن را آورده و در پیشگاه مقدس او در بیت المقدس قرار می دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می نمایند به جز اندکی، بقیة آنان ایمان می آورند.9

 

4. پیراهن حضرت یوسف(ع)

مفضل بن عمر گوید، امام صادق(ع) به من فرمود:

می دانی پیراهن یوسف(ع) چه بود؟ عرض کردم، نه، فرمود: چون برای ابراهیم(ع) آتش افروختند، جبرئیل(ع) جامه ای از جامه های بهشت برایش آورد، او پوشید و با آن جامه گرما و سرما به ابراهیم زیانی نمی رسانید. چون مرگ ابراهیم رسید، آن را در غلافی نهاد و به اسحاق آویخت و اسحاق آن را به یعقوب آویخت و چون یوسف(ع) متولد شد آن را به او آویخت و در بازوی او بود تا امرش به آنجا که بایست رسید (زمام حکومت مصر را به دست گرفت)؛ چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است که گفت: «اگر نادانم نمی خوانید من بوی یوسف را احساس می کنم»10 و آن همان پیراهنی بود که خدا از بهشت فرستاده بود. عرض کردم: قربانت گردم، آن پیراهن به چه کسی رسید؟ فرمود: به اهلش رسید و هنگامی که قائم ما (امام مهدی(ع)) ظهور کند، با او خواهد بود، سپس فرمود: هر پیغمبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث گذاشته به آل محمد(ص) رسیده است.11

همان طور که در این حدیث طولانی آمده است، امام صادق(ع) حقیقت این پیراهن را بیان فرموده که از کجا آمده و در نهایت به دست اهل بیت(ع) رسیده است و این پیراهن از جمله مواریث انبیا(ع) به شمار می آید.

همین یک حدیث در توضیح پیراهن حضرت یوسف(ع) ما را کفایت می کند. این پیراهن نیز هم اکنون نزد حضرت حجةبن الحسن العسکری(ع) است.

 

5. طشت حضرت موسی(ع)، انگشتر حضرت سلیمان(ع)، شمشیر، پرچم و زره پیامبر اکرم(ص)

تعدادی دیگر از مواریث انبیا(ع) نیز هستند که آنها هم هر کدام بنا بر حکمت و مصلحتی، در اختیار امام مهدی(ع)اند. برای روشن شدن مطلب به ذکر یک حدیث مفصل اکتفا می کنیم.

بخشی از حدیثی که از امام صادق(ع) در این زمینه نقل شده، به شرح ذیل است:

همانا شمشیر رسول خدا(ص)، پرچم، جوشن، زره و خُود پیامبر(ص)، پرچم ظفربخش پیامبر(-ص)، الواح موسی و عصای او، انگشتر سلیمان بن داود، طشتی که موسی(ع) قربانی را در آن انجام داد، اسمی که نزد پیامبر(ص) بود و چون آن را میان مسلمانان و کفار می گذاشت که از مشرکان به مسلمانان نشانه ای نرسد (و من آن را می دانم) و هر آنچه را که فرشتگان آورده اند نزد من است، داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنی اسراییل، و بر در هر خانه ای که تابوت پیدا می شد، نشانة اعطای نبوت بود و سلاح به هر کس از خانوادة ما رسد امامت به او داده می شود. همانا پدرم، امام باقر(ع)، زره رسول خدا(ص) را پوشید، دامنش اندکی به زمین می کشید و من آن را پوشیدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدی(ع)، کسی است که چون آن را پوشد به اندازة قامتش باشد. ان شاءالله.12

این حدیث به طور صریح بخشی از ودایع نبوت و مواریث انبیای الهی(ع) را ذکر کرده است و تصریح نموده که همة آنها به دست ائمه رسیده و در نهایت نیز به خدمت امام عصر، حضرت مهدی(ع) می رسد.

همچنین در کتاب الغیبة نعمانی از محمد ابن مسلم روایت شده است که امام صادق(ع) فرمود:

خداوند بر خلاف وقتی که تعیین کنندگان وقت ظهور امام مهدی(ع) معین کرده اند، عمل می کند. پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست که جبرییل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در میان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرییل عرض کرد: ای ابامحمد، به خدا قسم این پرچم، از پنبه و کتان و ابریشم و حریر نیست. پیامبر فرمود: پس از چیست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پیغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پیچید و به دست علی(ع) داد و پیوسته نزد آن حضرت بود تا اینکه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پیروز گردانید؛ آنگاه علی(ع) آن را پیچید و همیشه نزد ما بوده و هست و دیگر هیچ کس آن را نمی گشاید تا اینکه قائم ما(ع) قیام کند. وقتی قائم قیام نمود، آن را به اهتزاز درمی آورد و هرکس در شرق و غرب عالم باشد آن را می بیند؛ رعب و ترس از وی یک ماه زودتر، از پیش روی و چپ و راست او رفته و در دل ها جای می گیرد. آنگاه گفت: ای ابا محمد او به خونخواهی پدرانش قیام می کند و سخت خشمگین است و از اینکه خداوند بر این خلق غضب نموده متأسف است. او پیراهن پیامبر(ص) را که در جنگ احد پوشیده بود، به تن دارد و عمامه و زره پیغمبر را که به قامت وی، رساست می پوشد و ذوالفقار، شمشیر پیغمبر را در دست دارد، سپس شمشیر برمی کشد و هشت ماه از کشته های بی دینان، پشته ها می سازد...»13

دو روایت یادشده دقیقاً روشن می کند که تمامی مواریث انبیای الهی در ن هایت به دست باکفایت جان جهان، امام مهدی(ع)، می رسد.

و حدیث ذیل اثبات می کند که تمامی ودایع و وصایای انبیای الهی(ع) توسط حضرت ابوطالب(ع) به دست پیامبراکرم(ص) رسیده است.

درست بن ابی منصور می گوید:

از امام هفتم(ع) پرسیدم: آیا رسول خدا(ص) مأمور پیروی از ابوطالب(ع) بود؟ و ابوطالب از طرف خدا بر او حجت بود؟ فرمود: نه، ولی ابوطالب نگهدار ودایع نبوت بود و وصایا نزد وی سپرده شد، و او آنها را به آن حضرت(ص) داد. گفتم وصایا را به او داد به حساب اینکه حجت بر او (پیغمبر) بود؟ فرمود: اگر حجت بر او بود وصیت را به او نمی داد. گفتم: پس ابوطالب حالش چگونه بود؟ فرمود: به پیغمبر و هر چه آورده بود اقرار کرد و وصایا را به او داد و همان روز درگذشت.14

پی نوشت:

1 . قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الأمر به نقل از سیدبن طاووس.

2 . کلینی، الکافی، ج1، باب ما عند الأئمة من آیات الأنبیاء علیهم السلام، ص231، ح1؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص318، ح19.

3 . کلینی، همان، ح2.

4 . همان، ح3؛ مجلسی، همان، ص324؛ همو، حیوةالقلوب، ج1، ص248؛ طیب، سید عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص6.

5 . اسباط دوازده گانه عبارت بودند از: 1. بنی روبیل؛ 2. بنی شمعون؛ 3. بنی جاد؛ 4. بنی یهودا؛ 5. بنی یساکار؛ 6. بنی زبولون؛ 7. بنی یوسف؛ 8. بنی بنیامین؛ 9. بنی اشیر؛ 10. بنی دان؛ 11. بنی نفتالی؛ 12. بنی لاوی.

6 . کلینی، محمدبن یعقوب، همان، باب أنّ مثل سلاح رسول الله مثل التابوت فی بنی اسرائیل، ص238، ح1 و 4.

7 . قمی، شیخ عباس، همان.

8 . همان.

9 . الملاحم والفتن، ص57؛ صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الأثر، ص309.

10. سورة یوسف (12)، آیة 94.

11. کلینی، همان، ص232، ح5؛ مجلسی، همان، ص327، ح45؛ همو، حیوةالقلوب، ج1، ص184.

12. کلینی، همان، باب ما عند الأئمة من سلاح رسول الله(ص) و متاعه، صص232ـ233، ح1؛ مجلسی، همان، ص360، ح129.

13. نعمانی، کتاب الغیبة، ص

14. کلینی، همان، باب مولدالنبی(ص) و وفاته، ص445، ح18.

منابع: 

موعود > شهریور 1386، شماره 79 ، صفحه 42





تعداد بازديد : 9
برچسب ها : ,
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...