close
تبلیغات در اینترنت
آثار شناخت و اعتقاد به امام زمان عليه السلام
» مصباح الهدی
» -
» از چه زمانى، عدّه اى به دروغ، ادعاى مهدويّت كردند؟
» آيا پديد آمدن مدعيان مهدويت از آثار سوء اعتقاد به مهدويت است؟
» طبق معتقدات شيعه مهدى منتظر كه در آخر الزمان ظهور مى كند كيست؟
» مهدویت و آخرالزمان
» پرسش شما، پاسخ موعود
» نگاهي گذرا به فضيلت انتظار
» انواع ديدار
» آثار شناخت و اعتقاد به امام زمان عليه السلام
ورود اعضای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 0

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 53
» کل نظرات : 16

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 8 نفر
» باردید دیروز : 2 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 12 نفر
» بازدید ماه : 28 نفر
» بازدید سال : 160 نفر
» بازدید کلی : 5,181 نفر
دیگر امکانات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
آثار شناخت و اعتقاد به امام زمان عليه السلام
+ نویسنده رضا در پنجشنبه 08 بهمن 1394 | نظرات()

2. نجات از مرگ جاهلي

در روايات فراواني وارد شده است: «هر كس از دنيا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلي از دنيا رفته است». اين روايت در مورد شناخت و معرفت تمامي ائمه(عليهم السلام) صادق است؛ ولي در خصوص حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز رواياتي وارد شده است.
معاوية بن وهب گويد: «شنيدم از امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايدكه رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود: «مَنْ ماتَ لايعرِفُ اِمامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِليةً»؛8 «هر كس بميرد در حالي كه امام خودش را نمي‏شناسد، به مرگ جاهلي مرده است».
محمدبن عثمان عَمري گويد: از پدرم شنيدم كه مي‏گفت: من در حضور ابومحمد حسن بن علي(عليهما السلام) بودم. از آن حضرت دربارة اين خبر ـ که زمين تا روز قيامت از حجّت خداوند بر خلقش خالي نيست و هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است ـ پرسيده شد؛ فرمود: «إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ»؛ «به راستي اين درست است؛ چنان كه روز درست است». به او عرض شد:‌اي فرزند رسول خدا! حجّت و امام بعد از شما كيست؟ فرمود: «ابْنِي مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الاِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يعْرِفْهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَيبَةً يحَارُ فِيهَا الْجَاهِلُونَ وَ يهْلِكُ فِيهَا الْمُبْطِلُونَ وَ يكْذِبُ فِيهَا الْوَقَّاتُونَ ثُمَّ يخْرُجُ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَي الاعْلَامِ الْبِيضِ تَخْفِقُ فَوْقَ رَأْسِهِ بِنَجَفِ الْكُوفَةِ»؛9 «پسرم محمد؛ او امام و حجّت بعد از من است. هر كس بميرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است. آگاه باشيد براي او غيبتي است كه نادانان در آن سرگردان مي شوند و اهل باطل در آن هلاك مي گردند و كساني كه براي آن، وقت معيّن كنند، دروغ مي گويند. سپس خروج مي كند و گويا به پرچم‌هاي سپيدي مي‌نگرم كه بر بالاي سر او در نجف كوفه در اهتزاز است».
مرگ جاهلي؛ يعني، مردنِ بدون شناخت خدا و رسول او(صلي الله عليه و آله وسلم) . كسي كه امام زمان خود را نشناسد، در واقع از گمراهي زمان جاهليت ـ كه خدا و پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) را نمي شناختند ـ خارج نشده است. بنابراين، اگر معرفت خدا و رسول او، به معرفت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) منتهي نشود، فايده ای برای انسان نخواهد داشت و او را دين دار نمي كند.
شخصي از امام صادق(عليه السلام) پرسيد: منظور از جاهليت، جهل مطلق و نسبت به همه چيز است يا فقط نشناختنِ امام است؟ آن حضرت فرمود: «جَاهِلِيةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلَالٍ»؛10 «منظور، جاهليت كفر و نفاق و گمراهي است».
پس نتيجة عدم شناخت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، کفر و نفاق و گمراهي است. البته ممکن است نشناختن، در اثر عدم معرفي امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از سوی خدا باشد (بدون كوتاهي خود شخص). اين حالت «ضلال» ناميده مي‌شود و مرادف با «استضعاف» است. در اين حالت، شخص مقصر نيست؛ ولي به هر حال از هدايت الهي و دين داري محروم گشته است. حالت كفر و نفاق مربوط به شخصي است كه برايش معرفي الهي صورت گرفته؛ ولي او در پذيرفتن آن كوتاهي كرده است. اين دو حالت دارد: يا انكار و عدم تسليم خود را به صراحت ابراز مي‌دارد كه كفر ناميده مي‌شود و يا آن را مخفي مي‌دارد كه «نفاق» است. در هر سه صورت، شخص از مسير عبوديت خداوند، دور افتاده و عاقبت به خير نيست.
پس شناخت و پيروی از اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)، نه از باب تعبّد؛ بلکه به حکم عقل انسان است. چرا که انسان خداشناس راهي به سوي خدا ندارد؛ مگر از طريقي که خودِ خداوند قرار داده است. جز از اين راه، نمي تواند از رضا و خشم الهی آگاه شود. مراجعه مردم به ائمه اطهار(عليهم السلام)، از باب مراجعه نادان به دانا است. اين يک حکم عقلي است؛ همچنان که عاقل در امور مادّي و دنيوي خود، به دانا و متخصصِ آن مراجعه مي کند، در امور معنوي و غير مادي نيز عقل همين گونه حکم مي کند.11

پي نوشت ها:

1 . علي بن محمد خزاز قمي، كفاية الاثر، ص156.
2 . علامه مجلسي، بحار الانوار، ج34، ص118و ج41، ص353و ج51، ص121.
3 . نعماني، ‏الغيبة، ص212، ح1.
4 . نعماني، الغيبة، ص86.
5 . همان، ص245،ح23.
6 . همان، ص273،ح50.
7 . شيخ صدوق(ره)، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص37، باب35، ح3.
8 . الغيبة، ص 129؛ كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 409، ح 9.
9 . شيخ صدوق، كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 81، ح 8.
10 . محمدبن يعقوب کلينی، كافي،1 ، ص377.
11 . سيد محمد بني هاشمي، معرفت امام عصر(عليه السلام) ، ص111.

نويسنده:رضاقنبری
 

منابع: 

درسنامه مهدویت1-ص121تا ص124





تعداد بازديد : 91
برچسب ها : ,
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...