close
تبلیغات در اینترنت
پاسخ آیة اللّه العظمی صافی گلپایگانی به شبهاتی پیرامون مهدویت
» مصباح الهدی
» -
» از چه زمانى، عدّه اى به دروغ، ادعاى مهدويّت كردند؟
» آيا پديد آمدن مدعيان مهدويت از آثار سوء اعتقاد به مهدويت است؟
» طبق معتقدات شيعه مهدى منتظر كه در آخر الزمان ظهور مى كند كيست؟
» مهدویت و آخرالزمان
» پرسش شما، پاسخ موعود
» نگاهي گذرا به فضيلت انتظار
» انواع ديدار
» آثار شناخت و اعتقاد به امام زمان عليه السلام
ورود اعضای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 0

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 53
» کل نظرات : 16

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 10 نفر
» باردید دیروز : 1 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 13 نفر
» بازدید ماه : 30 نفر
» بازدید سال : 39 نفر
» بازدید کلی : 5,060 نفر
دیگر امکانات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
پاسخ آیة اللّه العظمی صافی گلپایگانی به شبهاتی پیرامون مهدویت
+ نویسنده رضا در چهارشنبه 07 بهمن 1394 | نظرات()

ما اعتقاد داریم منجی مصلح است، و از طرفی می گوییم او یک انقلاب بزرگ جهانی را هدایت می کند. آیا انقلاب و اصلاح قابل جمع اند؟

انقلاب و اصلاح، دو لفظ مترادف نیستند و هر یک معنی خاص خود را دارند. اصلاح رفع فساد است. چه عام باشد و چه خاص، فساد ضد صلاح است و به این معنی امام علیه السلام مصلح است و هر فسادی را از میان می برد، اما انقلاب به معنی دیگرگون کردن و برگرداندن ش، است از حالتی که دارد و این اعم از این است که حالت خیر باشد یا شرّ در قرآن مجید به معنی بازگشت به عقب و دگرگونی از حال خیر به شر آمده است. در اصطلاح زمان ما انقلاب عبارت است از دگرگون کردن نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم که عکس العمل وضع نابسامان گذشته باشد. اصلاح عبارت است از تغییرات در داخل نظام با حفظ اصل. با این ملاحظات، اطلاق اصلاح و انقلاب برظهور نه عنوان کامل کل اعمال امام علیه السلام است و نه کل آن در معنی و تفسیر قیام امام علیه السلام داخل است، بنابراین اطلاق منجی و مصلح بر آن حضرت یا انقلاب و اصلاح براقدامات آن حضرت، کوتاه و به طور مسامحه در تعبیر است. حرکت و واقعه ظهور آن حضرت بالاتر، پرمحتوا تر و معنی دارتر از این است که با این اصطلاحات تعبیر شود و به اصطلاحات بعض انقلابات غیرالهی و مجرد از قداست تشبیه گردد. یکی از تعابیری که به هویت آن اشاره دارد یوم اللّه است که در روایات هم از آن به عنوان یکی از سه روز بزرگ الهی یاد شده است. القابی مثل صاحب الامر، صاحب الزمان، مهدی، القائم، بقیةاللّه، الموعود، خلیفةاللّه، محیی الکتاب و السنة، ممیت الضلالة و البدعت، معزالاولیاء، ولی اللّه، المجدد، در اشاره به شئون مقدسه و مقامات ولائیه، وافی تر و برازنده تر است. و در پایان می گوییم:

تو را چنان که تویی چون توان نموده شناخت

به قدر بینش خود هر کسی کند ادراک

اگر همه مردم در زمان ظهور جزو ظالمان باشند و فقط تعداد اندکی انسان خوب پیدا شود؛ آیا از دیدگاه عقل، منجی می تواند با تعدادی اندک پیرو، بر جمع کثیری ظالم پیروز شود؟

اولا دانسته شد که امر این رویداد عظیم، امری الهی است و به آن تنها با نظر عادی و رویدادهای متعارف نباید نگاه نمود بلکه امری است که تحقق آن از آیات بزرگ است و شخص ولی اللّه امام عصر ارواح العالمین له الفداء باذن اللّه تعالی و قدرت الهی آن را رهبری می نمایند و همه موانع را برطرف و همه شرایط را فراهم می فرمایند. ایشان صاحب شئون و وارث انبیاء و عالم به علم کتاب است. ثانیا از کجا می گویند که در زمان ظهور همه مردم جز عده ای اندک، جزو ظالمانند؟ بلکه ظاهرا چنان است که اکثریت مردم، مظلوم و محروم و مستضعف می باشند، اگر چه خواصی که از آغاز به آن حضرت می پیوندند سیصدوسیزده نفر هستند و سپس تا ده هزار نفر کامل می شوند، ولی چنان نیست که اکثریت مظلوم، از دعوت آن حضرت استقبال ننمایند و وقتی بانگ آزادی بخش ظهور به گوش همه رسید، به حرکت در نیایند. شاید چنان شود که با همان بانگ آسمانی اعلام ظهور، در بسیاری از نقاط علیه ظالمان شورش برپا شود، خلاصه بر انصار آن حضرت افزوده خواهد شد و دولت آسمانی و حکومت الهی به دست حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف بر قرار و اکثریت مردم از آن بهره مند می شوند.

با توجه به این که در صدر اسلام پیامبر صلی اللّه علیه وآله اهل کتاب را دعوت به پیروی از مشترکات دینی می کردند، آیا منجی، همه مردم را مجبور می کند تا یک گونه اعتقاد داشته باشند؟

دعوت حضرت پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله تنها دعوت به مشترکات ادیان نبود؛ بلکه به سایر عقاید حقّه اسلامی نیز دعوت داشتند و شهادت به رسالت خود را نیز همراه با شهادت به توحید از مردم می خواستند و اساسا اکتفاء دعوت به مشترکات صحیح نیست، با توجه به این که در بعضی از عقاید آنان بر اثر تحریفات، اعتقادات سخیفه باطله وارد شده بود، دعوت حق و به سوی حق باید متضمن نفی و سلب آنها نیز باشد. اما این که در عصر ظهور، حضرت با کفار از اهل کتاب و غیره چگونه رفتار می کنند، ظاهرا قدر مسلم این است که هیچ کدام از آنان به طور رسمی حتی با پرداخت جزیه و عناوین دیگر مطرح نیستند، بسا با اوضاع ظهور با آن شکوه و برنامه های خاص، آنها خود به خود گرایش به اسلام پیدا کنند و همگان متحد العقیده و متفق، دین واحد جهانی را بپذیرند. اصل عقیده و اعتقاد امری قلبی است و اجبار بر آن سلبا یا اثباتاً نمی شود؛ ولی ظواهر امور همه براساس اسلام و مسلمان بودن جاری می شود، تفاصیل و کلّ این گونه نظامات در حکومت حقّه آن حضرت مشخص و برقرار می شود و اظهار نظر ما در این امور و اجتهاد در استنباط احکام در این شرایط که بر کل آنها اشراف نداریم، قابل دست یابی نیست و علم به این مسایل، با اصل مسأله مهدویت و ظهور موعود آخرالزمان ارتباط ندارد.

-– آیا غایت نهایی در دعوت انبیا هدایت کل بشر و برپایی قسط و عدالت در سرتاسر عالم نبوده است؟ چرا این کار به دست توانای پیامبر خاتم صلی اللّه علیه وآله تحقق نیافت و راز یا حکمت این که این کار باید پس از قرن های متمادی و انتظاری جان فرسا و تحقق ظلم ها و ستم های بی حد، به دست یکی از فرزندان آن پیامبر خاتم صورت گیرد، چیست؟

مثل این پرسش در حوزه های پرگسترش تکوینیات و تشریعیات هزارها و میلیون ها و بیشتر قابل طرح است، همه جا و در هر مورد از اتم و ذرات و کهکشان ها و کاینات بزرگ تر و عالم نبات و جماد و حیوان، می توان این پرسش را نموده؛ البته گاه به عنوان اعتراض است و گاه به صورت استفهام حقیقی؛ چرا فعلیت بسیاری از کائنات بالفعل محقق نشده و از آغاز بالقوه و الاستعداد آفریده شده اند؟ چرا یک درخت تا به ثمر برسد سال ها به طول می انجامد و جواب کلی همین است که این عالم، همین است که هست؛ و اگر طور دیگر باشد، این عالم نیست؛ ما خود در این عالمیم و تحت شرایط مقرر در این عالم موجود شده ایم، بالقوه و بالاستعداد آفریده شده ایم تا در مدت معین به فعلیت برسیم، انبیا علیهم السلام نیز براساس همین نظم و نظامی که خدا مقرر فرموده، مبعوث شده و یکی پس از دیگری امر تعلیم و تربیت و هدایت بشر را به عهده گرفته اند، می توان دوره و عصر دوام نبوت هر کدام را به کلاس های دانشگاهی یا دانشگاه های متعاقب یکدیگر تشبیه کرد که باید یکی پس از دیگری طی شود. هدف از بعثت همه انبیا و کتاب های آسمانی، برپا بودن مردم به قسط است، چنان که در قرآن مجید می فرماید: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط این هدف تا حدودی در طی قرون و به وسیله بندگان متعبد و ملتزم تأمین شده و بسیاری به حکم ضمیر ایمانی به اقامه قسط، خود را ملزم دانسته و می دانند، اما آن برنامه عام و جهانی طبق شرایطی که دارد، در زمان خاص و مخصوص به خود اجرا می شود، چنان که حوادث مهم دیگری که در قرآن مجید به آن اشاره شده نیز در آینده ای که خدا دور و نزدیکی آنها را می داند واقع خواهند شد، از جمله مثل این آیه: و إ؛ذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابة من الارض تکلمهم أنّ الناس کانوا بأیتنا لایوقنون در نهایت، انسان مومن، به خدا و رسول، به کتاب خدا، وحی الهی و اخبار ائمه هدی، به همه ایمان دارد، هم به عالم امر و عالم فعلیت و هم به عالم خلق و عالم مدّت عقیده مند است.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من أعوانه و انصاره





تعداد بازديد : 10
برچسب ها : ,
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...